پنج شنبه، 14 تير 1386 - شماره 1434
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
گفت وگو با زهره ارزني وکيل دادگستري و فعال حقوق زنان
حضانت، اولين خواسته مادران ايراني
مريم حسين خواه

اين روزها همه جا سخن از مقام شامخ مادر است و بهشتي که زير پاي آنان است و در اين ميان کمتر به حقوقي که زن به عنوان مادر دارد و ندارد پرداخته مي شود. با زهره ارزني وکيل دادگستري که سال ها در جنبش زنان به مسائل حقوقي زنان مي پردازد درباره حقوق نداشته مادران گفت وگو کرده ايم.

---

زن به عنوان مادر چه جايگاهي در قوانين ما دارد؟

در خانواده بيشتر از قانون عرف و اخلاق حکمفرمايي مي کند. ولي متاسفانه چون در ايران همين عرف و اخلاق جامعه همه چيز را يکطرفه مي بيند و هميشه ايثار و فداکاري را از زن خواسته و قدرت را به مرد داده و مي گويد چون نان آور خانواده است حق دارد تصميمات اصلي را هم بگيرد و با يک توجيه منطقي در لفافه مي گويد يک طرف حق دارد همه تصميمات را بگيرد و يک طرف هم به خاطر همان خانواده بايد از اين تصميمات تبعيت کند.

قانون مدني در بخش خانواده، در فصل حقوق و تکاليف زوجين ابتدا مي گويد زن و شوهر بايد در تشديد مباني خانواده و تربيت اولادشان به يکديگر معاضدت کنند که قانون خوبي است و تربيت اولاد را مي گويد بايد به کمک هم باشد اما همه اينها با ماده 1105 که مي گويد رياست خانواده از خصايص شوهر است تمامي آن همکاري و معاضدت را زير سوال مي برد. چرا که رياست آن طور که در عرف جامعه ما است معناي تصميم گيرنده دارد و ما رياست مشارکتي در کشورمان نداريم.

اين رياست به کل خانواده اعمال مي شود؟

بله هم به مادر و هم به فرزندان و اين رياست باعث مي شود آن کارهاي مادر حالت فرماليته بگيرد. برخي مي گويند در آخر اين زن است که تصميم نهايي را مي گيرد. اما زن ايراني نگاهش نگاه تبعيت است نه تصميم گيري و آن حقوقي هم که مي گويند مادر دارد يک حالت فرماليته و غير واقعي است.

در قوانين ما يک تضادهايي هم هست در خانواده وقتي که فرزند به دنيا مي آيد همه زن را مسوول نگهداري بچه مي دانند و هيچ کس از پدر جز آوردن پول هيچ توقع ديگري ندارد. مادر است که بايد بچه را دکتر ببرد. بايد بچه را تر و خشک کند. به درسش برسد. به تغذيه اش رسيدگي کند و....

و جالب اينجا است که برخي همه اين مسووليت ها را به عنوان حقوق مادر به شمار مي آورند و مي گويند اين مادر است که زمام همه امور فرزندانش را در دست دارد اما وقتي پدر و مادر از هم جدا مي شوند يکدفعه بچه به طور کلي مال پدر مي شود. يعني در طول زندگي همه مشکلات و مسووليت هاي بچه مال مادر است و به محض جدايي همه اينها از وي سلب مي شود و مادر ديگر جايگاهي ندارد.

بعد از 7 سالگي بچه را از مادر مي گيرند و ديگر او هيچ حقي نسبت به فرزندش ندارد. قبل از 7 سالگي هم که بنا به قانون حضانت بر عهده او است، فقط نگهداري کودک است که به مادر سپرده شده است. براي خروج از کشور پدر بايد تصميم بگيرد. اگر مالي براي کودک خريداري شود پدر است که بايد درباره اش تصميم بگيرد. اگر بچه بيمار شود و نياز به عمل جراحي داشته باشد اين پدر است که بايد اجازه عمل جراحي اش را بدهد.

من پرونده يي داشته ام که زن و شوهر توافقي از هم جدا شده اند و حضانت فرزند 2 ساله شان هم بر عهده مادر است. مادر اقامت يک کشور اروپايي را گرفته و پدر هم اقامت امريکا را و نمي خواهد هم ديگر به ايران برگردد و حالا مادر براي تمديد گذرنامه فرزندش و رفت و آمد به ايران با مشکل مواجه شده است.

قانون حتي وقتي حضانت را به مادر مي دهد نيز يک اختيارات حداقلي براي اداره امور فرزندش به او نمي دهد مثلاً مي توان اسمش را گذاشت سرپرستي موقت که به مقام پدر هم خدشه يي وارد نشود.از جمله اجازه خروج از کشور، نقل و انتقال اموال و اجازه براي عمل جراحي يعني چيزهايي که بچه لازم دارد و در حوزه تصدي سرپرستي قرار دارد.

يعني اختيارات حضانت و سرپرستي با هم متفاوت است؟

هيچ جاي دنيا اين فرق بين سرپرستي و حضانت روال نيست. در کشورهاي ديگر وقتي مي گويند حضانت بچه را به پدر يا مادر داده ايم يعني او سرپرست بچه هم هست و مي تواند کليه امور مربوط به اداره فرزندش را بر عهده داشته باشد و تنها موردي که نياز به تصميم مشترک پدر و مادر دارد خروج فرزند از کشور است. چون پدر و مادر هر دو حق دارند که فرزندشان را ملاقات کنند.

اما در کشور ما حضانت مفهومي جدا از سرپرستي دارد. حضانت يعني نگهداري و مراقبت هاي فيزيکي از کودک. ولي سرپرستي به معناي اداره امور اساسي کودک است. از جمله تصميم گيري در مورد اموالي که به نام کودک است. تصميم گيري در مورد اينکه کودک در کدام کشور زندگي کند، اموالش را چگونه سرمايه گذاري کند و چه موقع و در کدام بيمارستان جراحي شود. براساس قوانين ما همه اين تصميمات از اختيارات پدر است و مادر هيچ حقي در اين موارد ندارد.

براساس اين قوانين مادر نمي تواند براي فرزندش يک حساب بانکي باز کند؟

حساب پس انداز قرض الحسنه را مي تواند، اما حق افتتاح حسابي که بلندمدت است و سود بانکي به آن تعلق مي گيرد را ندارد چون مادر ولي نيست و نمي تواند وکالتاً از طرف فرزندش اين حساب را باز کند. ولي حالا مادرها يک راه ميان بر پيدا کرده اند. حساب را به نام خودشان باز مي کنند و حق برداشت و استفاده از آن را بعد از 18 سالگي به فرزندشان مي دهند.

در نقل و انتقال اموال هم همين طور است؟ يعني حتي اگر مادر خودش ملکي را به نام فرزندش کند حق فروش و حتي جابه جايي آن را ندارد؟

مادر هيچ حق و اجازه يي در اين مورد ندارد و همه نقل و انتقالات مالي را پدر و اگر پدر فوت کرده، پدربزرگ بايد امضا کند. مگر آنکه مادر از طرف پدر وکالت داشته باشد.

پدر به غير از انتقال، حق فروش اموال فرزندش را هم دارد؟

بله، دقيقاً همين طور است، منتها در قانون پيش بيني شده اگر پدري که ولي فرزندش است از اين اختيار سوءاستفاده کرد و اموال فرزندش را حيف و ميل کند و اين براي دادگاه ثابت شود يک اميني تعيين مي شود تا بر اعمال پدر نظارت کند. اما اثبات اين مساله کار خيلي سختي است و زمان مي برد و من تا به حال نمونه رايي نديده ام که ولايت يک پدر را به خاطر اين مساله نقض کرده باشد.

مادرها اغلب در چه مواردي به دادگاه و وکيل متوسل مي شوند؟

اولين بحثي که اغلب از سوي مادرها مطرح مي شود حضانت فرزندانشان است. زن هايي که مي خواهند از همسرشان جدا شوند در بيشتر مواقع مي خواهند فرزندشان را نگه دارند و اين، مساله خيلي مهمي برايشان است. در کشور ما زن ها کمتر ازدواج مجدد مي کنند و براي همين نگه داشتن فرزندان برايشان حياتي است. ولي واقعاً نمي دانند که با اين حضانت چه حوزه اختيارات محدودي دارند.

حضانت را گاهي به عنوان يکي از شروط ضمن عقد هم مطرح مي کنند، اين شرط تا چه حد ضمانت اجرايي دارد؟

حضانت به عنوان يک شرط ضمن عقد کاربرد ندارد. من خودم جزء کساني بودم که اين شرط را ترويج مي کردم. اما با ديدن نمونه آراي صادر شده در دادگاه ها، به اين نتيجه رسيدم که اين شرط ضمانت چنداني براي زنان ندارد چرا که حضانت فقط يک حق نيست بلکه تکليفي است که برعهده مرد گذاشته شده است و هيچ کس حتي خود مرد نمي تواند آن را ساقط کند. اگر به فرض هم امروز تصميم گرفت که اين حق را به ديگري واگذار کند، هر وقت منصرف شد، مي تواند حضانت را پس بگيرد.

يعني وقتي حضانت به يکي از والدين داده مي شود به هيچ ترتيبي نمي توان اين حق را از او گرفت؟

چرا مواردي وجود دارد که با استناد به آنها مي توان حضانت را از پدر يا مادري که در حال حاضر حضانت فرزندش را برعهده دارد سلب کرد. يکي از اين موارد ازدواج مجدد مادر است.

اين مساله فقط در مواردي که زن طلاق گرفته صدق مي کند؟

خير، اگر زني که شوهرش فوت کرده و قيم فرزندانش است نيز ازدواج مجدد کند قيموميت او با مشکل مواجه مي شود و بايد اين مساله را به اداره سرپرستي اطلاع دهد. عموماً قيموميت زني که ازدواج مجدد کرده با نگاه مثبتي ارزيابي نمي شود.

براساس همان تعريف نانوشته در قانون و عرف، زن پس از ازدواج تحت تاثير مردش قرار مي گيرد و ممکن است اگر او قيم فرزندانش باشد، در امور مالي فرزندانش سوءاستفاده شود.

قيموميت همان سرپرستي است؟

قيموميت فراتر از حضانت و محدودتر از سرپرستي است. چون قيم براي نقل و انتقال اموال فرزندانش بايد با نظر اداره سرپرستي اقدام کند و نمي تواند مستقلاً وارد عمل شود. قيموميت معمولاً به زناني داده مي شود که شوهرشان فوت کرده و پدرشوهرشان نيز زنده نيست. اين زن ها مي توانند سرپرست فرزندانشان باشند و امور مالي آنها را اداره کنند اما همه کارها بايد با نظارت اداره سرپرستي باشد و اگر اين زن ازدواج مجدد کند معمولاً اداره سرپرستي، قيموميت را به يکي از اقوام درجه يک پدر يا مادر مي دهد و اگر هيچ کدام از اينها هم نبودند يا صلاحيت نداشتند اداره سرپرستي يک نفر را به عنوان امين به عنوان قيم فرزندان اين زن انتخاب مي کند.

پدر نمي تواند اين حق سرپرستي اش را به مادر بچه هايش واگذار کند تا حداقل پس از مرگ او اين مشکلات پيش نيايد؟

ولايت و سرپرستي فرزندان جزء قواعد آمده است و حتي پدر هم نمي تواند آن را واگذار کند. اما مي تواند مادر را براي انجام امور سرپرستي وکيل خودش کند مثلاً در طلاق هاي توافقي شرط شود در مدتي که حضانت با مادر است سرپرستي نيز برعهده او باشد يا اينکه برخي موارد مانند خروج از کشور به مادر سپرده شود.

در قانون حضانت آمده است که اگر از يکي از والدين سلب حضانت شود مي تواند شکايت کند و ولايت به والد ديگري داده شود. مادرها از اين قانون چقدر مي توانند استفاده کنند؟ به ويژه وقتي که کودکشان تحت خشونت است.

ماده 1173 قانون مدني مي گويد هرگاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط پدر يا مادر (کسي که تحت حضانت اوست) صحت اخلاقي يا جسماني طفل تحت خطر باشد محکمه مي تواند به تقاضاي اقرباي طفل يا به تقاضاي قيم او يا به تقاضاي رئيس حوزه قضايي هر تصميمي را که براي حضانت طفل مقتضي بداند، اتخاذ کند. اعتياد زيان آور به الکل، موادمخدر و قمار، اشتهار به فساد اخلاقي و فحشا، ابتلا به بيماري هاي رواني، سوءاستفاده از طفل، تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف از مواردي هستند که بچه پيش هر کدام از والدين باشد طرف ديگر به عنوان والد بچه مي تواند تقاضاي تفويض صلاحيت به خاطر عدم صلاحيت طرف ديگر، داشته باشد.

منتها همه اين موارد بايد ثابت شود و اثبات اينها بسيار سخت است.
رفيق بي کلک، مادر
حميدرضا ابراهيم زاده

ادبيات جهان طي هزاران سال زندگي آدم ها آنقدر مکتب هاي ادبي را تجربه کرده است که حتي شمردن آنها دشوار است. ولي از روزي که اتومبيل به عنوان يک وسيله همه گير در ايران دوره زندگي خود را آغاز کرد با کمي تساهل نوعي ادبيات رشد کرد که «ادبيات کاميوني» ناميده مي شود و واژه مورد علاقه اديبان کاميوني چيزي نيست جز «مادر».

کاميون ها و وانت هاي باربري که رانندگانشان پشت فرمان نشسته سيگار دود مي کنند و صداي ترانه هاي کوچه بازاري دهه چهل و پنجاه از ضبط هاي آنها پخش مي شود، حامل پيامي هستند که پشت کاميون را به خود اختصاص داده است.

اين پيام هاي شعرگونه که گاه از نازنين بي وفايي مي گويند، گاه از غم غربت و گاه از نارفيقي روزگار، در نهايت به وفا و صميميت مادر و شايد تمناي آغوش گرم وي ختم مي شود که آن پسران بزرگ هنوز بوي آن را در مشام خود حس مي کنند. مادر در ادبيات کوچه بازاري و شعرهاي کاميوني ايران نمادي از تمام خوبي هاست، آنجا که پشت نويسي وسيله تامين زندگي تبديل به تنها رسانه در اختيار راننده مي شود که به سراسر کشور سفر مي کند و خواست و اشتياق او را به رخ مي کشد. او تلاش مي کند تا زيباترين و متعالي ترين واژگان از ديدگاه خود را بر رسانه خود بنويسد که در نهايت به واژه «مادر» ختم مي شود، در کنار شمعي و پروانه يي سوخته و يا اشک از گوشه چشم زيبارويي.

هنوز هم ترانه هاي موردعلاقه بسياري از ايرانيان ترانه هايي است که به نوعي به مهرباني مادر اشاره دارد، به ويژه زماني که مادر از جايگاه والاي خود کنار کودکان مي نشيند و بي آنکه اسير مفاهيم شود ساده و بي آلايش دست هاي خود را روي گونه هاي کودکي که امروز از سختي روزگار و گذر عمر شکسته يا به سختي ريش و سبيل زبر شده مي کشد حتي اگر آن کودک امروز راننده کاميون باشد که در جامعه ايران خود نماد و برجستگي خشونت مردانه است. «بيمه دعاي خير مادر»، «خاک پاي مادر»، «اين را از دعاي مادر دارم» و از اين دست نوشته هاي پشت کاميون چهره فروخورده مرداني است که شايد در تمام زندگي خود نتوانند چنين حرفي را رودررو در چشمان مادرانشان بازگو کنند. محبت کلامي که در پشت غرور مردانه شان پنهان است در پشت کاميون هايشان متجلي مي شود و صداي دورگه خش دارشان با صداي اگزوزهاي دودخورده و سياه کاميون ها همراه مي شود و در جاده هاي پرپيچ و خم زندگي مي رود تا رفيق تنهايي هايشان ترانه هاي «مادر» باشد. سنت ايراني هرچند خانواده را کانون توجه و جلب مهرباني هاي اعضا معرفي مي کند اما در همين خانواده اين مادران هستند که رازدار، همراه و مرکز ثقل خانواده شناخته مي شوند و پدران با همه هيبت مردانه شان که نشاني از اقتدار و رياست دارند گاه تنهايي هايشان را در کنار مادران خود و جايي خارج از خانواده يي که خود تشکيل داده اند مي جويند. برهمين اساس است که ادبيات زماني نشانگر تاملات فلسفي يا عارفانه شاعر و نويسنده است و گاه وقتي از دل توده هاي مردم بيرون مي آيد انگيزه هاي ساده تري مانند ابراز ارادت به مادر مي يابد و اين ابراز عشق هرچه ساده تر و به زبان مردم نزديک تر باشد، توانايي اينکه بر روي گلگير يک کاميون خوش نشيني کند را پيدا مي کند. ترانه ها هم اين توانايي را دارند که هر از چندگاهي شعرها را به ساز و آواز بيارايند و تا سال هاي سال در ذهن ها و خاطره ها بنشينند چنانچه هنوز مردهاي تنهاي شب، بي مادر تنها و غريبند و از دل و ديده خاک پاي مادر مي بويند که کجايي مادر خوبم، کجايي؟

براي همين است که در تمام آن قلب هايي که درد نان دارند و گاز و دنده و فرمان زير دست هايشان جان مي کند و تمام آنهايي که در کوچه ها و بازارهاي شهرهاي خاک گرفته و خاکستري و روستاهاي سبز و خالي مي روند و مي آيند و در قلب هايشان مادران سلطنت مي کنند و حتي آنان که عينک ها پنسي مي زنند و به سبک غربي ها ژست روشنفکري مي گيرند هنوز هم رفيق بي کلک مادر است.
مادري نقشي متقارن با پدري نيست
فرناز سيفي

يکي هفده سال است ازدواج کرده است، ديگري ده سال، آن ديگري سيزده سال و بعدي هشت سال. هيچ يک از اين زنان فرزندي ندارند و در آينده نيز چنين قصدي ندارند. وجه مشترک آنها استقلال مالي و آن خصوصياتي است که به طور کلي به آن «امروزي» بودن اطلاق مي شود.

انگشتانش با سرعت روي دکمه هاي صفحه کليد رايانه فرو مي آيند، مي گويد؛«به طور کلي محيط کار براي زنان محيط دشواري است؛ براي کارفرمايان ايده آل استخدام زن مجرد است که درگيري و مسووليت هاي خانوادگي بر دوش او نيست. ازدواج که کني وضع دشوار مي شود، اما وقتي مادر مي شوي ديگر کوچک ترين تاخير، اشتباه در کار يا بي حوصلگي تو را به حساب بچه و خانواده مي گذارند. » مهسا سي و هفت ساله که خود شاغل است به نکته يي اشاره مي کند که يکي از نتايج دوران صنعتي شدن است. در طول تاريخ مرد و زن، با يکديگر کار کرده و دوره هاي گوناگون جامعه کشاورزي، برده داري و ارباب و رعيتي، کار تحت نظارت اصناف را ايجاد و طي کرده اند و سپس هر دو به عنوان نيروي کار وارد دوران صنعتي شده اند. ورود به جهان صنعتي تاثيري ژرف تر بر کار زنان داشت. جدايي ميان محل کار و زندگي در اين دوران در ابعادي گسترده ظاهر شد و اين جدايي مکاني، نقش تازه يي براي زن متاهل-شاغل به وجود آورد. تغيير موقعيت زنان در خانواده به اين تبيين تازه وابسته شده و دو نقش مادري و کار را گويا در برابر يکديگر قرار داده. تا قبل از اين دوران، به علت نزديکي محل کار و زندگي و وجود خانواده گسترده، فعاليت توليدي و سرپرستي از فرزندان آسان تر بود و به ويژه هنگام ضرورت مراجعت از کار و ديرتر از منزل رفتن براي زن وجود داشت. اما شرايط کار دنياي صنعتي، محيط خصوصي خانوادگي و محيط عمومي کار و فعاليت اقتصادي را کاملاً از يکديگر جدا کرده و سلسله روابط رسمي نويني را در محيط کار تعريف کرد که غيبت از محيط کار به منظور رسيدگي به امور فرزند و منزل با اثراتي همچون کاهش دستمزد و در معرض اخراج قرار گرفتن مواجه مي شود.

«مردهاي ايران که به هرحال کشوري سنتي و درگير پدرسالاري است، از اين فرهنگ تاثير پذيرفته اند. هراندازه هم که روشنفکر و امروزي باشند، باز اين ترس هست که وقتي مادر بشوي در نگهداري و رسيدگي به امور فرزند تو را تنها بگذارند.» آنچه را که مريم بيست و هفت ساله به آن اشاره مي کند، الوين تافلر، جامعه شناس پرآوازه با توضيح و تفسير مفصل تري شرح مي دهد؛ مردها از دوران کودکي با ديدي عينيت گرا براي مشاغل بيروني تربيت مي شوند. در حالي که زنان براي فعاليت هاي خانگي که تا حد زيادي با «انزواي اجتماعي» همراه است، تربيت و آماده مي شوند.«فرزندي نداريم؛ اما هر دو روزي 9 ساعت کار مي کنيم و وقتي به خانه بر مي گرديم براي من تازه فعاليت هاي تمام نشدني خانه از پخت و پز و شست وشو گرفته تا خريد مايحتاج خانه آغاز مي شود. طبيعي است که با چنين وضعيتي قصد ندارم که بچه دار شوم. مي دانم که در نگهداري بچه نيز مشارکت و تقسيم کاري نخواهد بود. » تقسيم جنسيتي وظايفي که سحر بيست و نه ساله مطرح مي کند، عامل مهمي است که زنان مستقل بسياري را که مي خواهند در جامعه فعاليت اقتصادي داشته باشند وادار مي کند که از تمايل خود براي تجربه مادري دست کشند و ناچار به انتخاب شوند. اين در حالي است که در جوامع با مختصات فعلي، تنها وجود يک رابطه و محبت غريزي براي مادر خوب بودن به هيچ وجه کافي نيست، چرا که وظايف، مسووليت ها و انتظارات جامعه از مادران به حدي افزايش يافته است که صرف وجود پيوند غريزي مادر- فرزند گره گشا نيست. از سوي ديگر هرچند نقش پدر در زندگي کودک مورد تاکيد و اهميت بيشتري قرار گرفته است، اما تحقيقات حاکي از اين هستند که مشارکت مردان در امور منزل و نگهداري از فرزند تغيير ويژه يي نکرده است.

«وقتي امنيت شغلي نداري، نمي تواني براي تولد و نگهداري يک انسان ديگر برنامه ريزي کني. » اين جمله آشنا در موارد بسياري عامل اصلي امتناع از داشتن فرزند است. هنوز در بسياري از جوامع و از جمله جامعه ايران، اشتغال زنان تهديدي براي ميزان اشتغال و رقابت هاي شغلي مردان تلقي مي شود. طرح هايي از قبيل طرح سهميه بندي جنسيتي آزمون ورودي دانشگاه ها ناشي از چنين باور مردانه يي است و در مواقع ضروري نيز اين زنان هستند که در طرح هاي تعديل نيرو سريع کنار گذاشته مي شوند. مهسا مي گويد؛ «سياست هاي دولت در برخورد با زنان شاغل حمايتي نيست. کارفرمايان بسياري ترجيح مي دهند ديگر زني را که طبق قانون چند ماه مرخصي زايمان دارد در استخدام خود نگه ندارند و بازار رقابت و کمبود فرصت هاي شغلي نيز آنقدر جدي است که سريع فرد ديگري را جايگزين زني مي کنند که مادر شده و به مرخصي زايمان رفته است. » دولت از سويي با اعمال طرح هايي همچون سهميه بندي جنسيتي مانعي در برابر تربيت زنان متخصص قرار مي دهد و از سويي ديگر نيز تمهيدات مناسبي براي اشتغال مادران فراهم نمي کند. کمبود مهدکودک هاي دولتي مناسب، عدم تصويب قوانين حمايتي از زناني که در دوران مرخصي زايمان به سر مي برند و تبليغات وسيع در تقدس بخشيدن به نقش مادري و مهم ترين وظيفه زن قلمداد کردن آن از مشکلاتي است که زنان بسياري را بر سر دوراهي انتخاب قرار مي دهد؛ يک سو دست کشيدن از تمايل و علاقه به تجربه مادري و سوي ديگر دست کشيدن از انگيزه ها و خواسته هاي شخصي، استقلال اقتصادي و تجربه حضور فعال در جامعه.
مادران امروز تلاشي براي توانمند سازي مادران
هاجر حسين خواه

موسسه مادران امروز يکي از معدود سازمان هاي غيردولتي است که ارائه خدمات فرهنگي به مادران را در دستور کار خود قرار داده است.

مديران اين موسسه با مدنظر قرار دادن اين موضوع که فعاليت سازمان يافته اجتماعي درباره مادران و فرزندان در خانواده سابقه يي در جامعه ما نداشته است، پس از سال ها تلاش فردي براي بهبودي وضعيت مادران و فرزندان، موسسه مادران امروز (مام) که موسسه يي غير تجاري است را در تاريخ 13مرداد ماه سال 1377 به ثبت رساندند و تلاش هاي گروهي در زمينه توانمندسازي خانواده ها براي بهبود رابطه اعضاي خانواده و به ويژه با هدف توجه علمي به نيازهاي کودکان و نوجوانان از طريق مادران را آغاز کردند. هدف اصلي اين موسسه افزايش سطح آگاهي هاي خانواده ها در زمينه هاي فرهنگي، هنري، بهداشتي و تربيتي است و دست اندرکاران آن مي کوشند با توانمند کردن اعضاي خانواده ها براي روابطي سالم و سازنده، امروز و فردايي بهتر براي جامعه فراهم کنند. فعاليت هاي موسسه در شش محور اصلي « ترويج صلح و مدارا، ترويج بازي هاي مناسب، ترويج توجه به محيط زيست، ترويج کتاب و کتابخواني، ترويج بهداشت و سلامتي و ترويج هنر هاي زيبا » برنامه ريزي مي شود.

خدمات موسسه مادران امروز از طريق برگزاري کارگاه و سخنراني هاي ماهانه، مشاوره، کتابخانه تحقيقاتي وامان و انتشار کتب و جزوه هاي آموزشي ارائه مي شود و همه خانواده ها با همه گروه هاي سني فرزند و همه کساني که به نوعي با خانواده و کودک سر و کار دارند يا به برنامه ريزي و کار براي کودک و خانواده ها مي پردازند از جمله مديران، معلمان و مربيان جزء مخاطبان موسسه مادران امروز هستند.

اين موسسه خدمات خود را در محل موسسه، مدرسه ها، مهد هاي کودک ، مراکز فرهنگي و تفريحي و محل کار، زندگي و تجمع مادران و پدران ارائه مي دهد و به جز تهران در شهرستان ها هم براي خانواده ها فعاليت مي کند. البته موسسه هنوز شعبه ثبت شده يي در شهرستان ها ندارد، اما هر کجا از آنها براي کمک به خانواده ها دعوت شود، طبق برنامه هاي معين به آنجا رفته و خدمات شان را ارائه مي کنند.

اين برنامه ها در قالب کارگاه هاي آموزش از راه دور اجرا مي شود، به اين ترتيب که با تشکيل يک گروه در هر شهرستان و ارائه مواد آموزشي و آموزش شيوه اداره جلسات به شرکت کنندگان، يادگيرندگان به شکل گروهي و در فاصله هاي زماني معين دور هم جمع مي شوند و آموزش مي بينند. هماهنگي امور گروه و ارتباط با موسسه به وسيله يک يا چند نفر به عنوان مديريت گروه انجام مي شود و کارشناس مسلط به محتوا و برنامه بر حسب نياز گروه از طرف موسسه، هر چند ماه يک بار براي رفع اشکال و پاسخ به پرسش ها به گروه فرستاده مي شود.

براي هر دوره از برنامه هاي آموزش از راه دور يک کتاب راهنما تدارک ديده شده است. براي دوره رفتار با نوجوان در کتاب راهنماي «مجموعه ده جلدي ارتباط بين دو نسل» (جلد دهم) وظايف، مسووليت ها و چگونگي کار گردانندگان و اعضاي گروه به تفصيل بيان شده است. تاکنون اين شيوه از آموزش در شهرستان هاي قائم شهر، بابل، ساري، رفسنجان و اراک اجرا شده است. گسترش طرح آموزش از راه دور خانواده ها در ساير مراکز، طرح آموزش مادر به مادر، طرح فعاليت هاي فرهنگي براي نوزادان و کودکان زير دو سال، اجراي جشن هاي بازي و کتاب در مدارس(يک روز بدون کيف و کتاب در مدرسه)، اجراي بازي هاي سنتي به منظور ارتباط بهتر بين اعضاي خانواده ها، طرح آموزش مربيان مهد ها کودک در زمينه هاي مربوط به ارتباط با کودک، خانواده، حمايت پايدار از کودکان و خانواده هاي آسيب ديده از زلزله بم از جمله برنامه هاي موسسه مادران امروز در سال گذشته است.انتشار کتاب هاي آموزشي از ديگر فعاليت هاي اين موسسه است. موسسه مادران امروز به منظور گسترش دانش و پرورش مهارت هاي لازم براي خانواده ها در عرصه زندگي خانوادگي و اجتماعي « کتاب هاي آسان براي خانواده ها» را منتشر مي کند که ويژگي هاي عمده اين کتاب ها بيان ساده و ارائه نکات کليدي در متني کوتاه و کاربردي است. به گونه يي که خواننده بتواند به راحتي اين متون را درک کند و در يک نشست هر کتاب را بخواند. مقدمه کتابخواني در خانواده، قصه گويي و قصه سازي براي کودکان زير دو سال، قصه گويي و کتابخواني در خانواده، نکاتي درباره زلزله، فرزند خود را براي ورود به دبستان آماده کنيم، زمينه هاي تربيت فرزند در خانواده، آشنايي با خطر سرطان پستان و هوشياري نسبت به آن و نکاتي درباره اعتماد به نفس در کودکان از جمله انتشارات اين موسسه هستند.

حدود دو سوم فعاليت هاي موسسه را داوطلبان انجام مي دهند که موضوع اين برنامه ها با توجه به هدف هاي موسسه تعيين مي شود.

براي پيوستن به گروه هاي داوطلب موسسه نيز علاقه مندان بايد در دو کارگاه آموزشي موسسه شرکت کرده و شرايط ورود به يکي از گروه هاي «مادر به مادر، بازي، محيط زيست، بررسي کتاب از ديدگاه مادرانه، مادران جهان، گردشگري، مادربزرگ ها، نوجوانان، قصه گويي و کتابخواني، آموزش، هماهنگي، جوانان و نوجوانان» را داشته باشند.

گروه هاي داوطلب به طور مرتب در طول ماه دور هم جمع مي شوند و فعاليت هاي خود را پيگيري مي کنند. علاوه بر اين هر گروه با تدارک برنامه هايي ويژه، توانمندي هاي خود را نيز ارتقا مي دهد.

گرداندن امور داخلي، اداري، انتشارات، ارتباطات و ارائه خدمات در موسسه به صورت موظف و از سوي کارمندان موسسه انجام مي شود.
عناوين اين صفحه
حضانت، اولين خواسته مادران ايراني
رفيق بي کلک، مادر
مادري نقشي متقارن با پدري نيست
مادران امروز تلاشي براي توانمند سازي مادران

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام