شنبه، 18 فروردين 1386 - شماره 1360
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: تلويزيون
گفت وگو با سروش صحت فيلمنامه نويس مجموعه تلويزيوني ترش و شيرين
نمي خواستيم کاري تکراري بکنيم

سروش صحت نويسنده فيلمنامه مجموعه تلويزيوني ترش و شيرين به کارگرداني رضا عطاران نوشتن براي مجموعه هايي چون مجموعه 77، قطار ابدي، چراغ جادو، داستان يک شهر، شمسي و مادام، جايزه بزرگ، باران عشق، کوچه اقاقيا، شب هاي برره، پاورچين و... را در کارنامه کاري خود دارد. به اينها بايد تجربه بازي در چند فيلم سينمايي و مجموعه تلويزيوني را نيز اضافه کرد و از فيلمنامه نوک برج غافل نماند. همان طور که ترش و شيرين براي مخاطبان لحظه به لحظه امضاي کارگردانش را دارد، براي کساني که سروش صحت را مي شناسند، يادآور بخشي از وجود او و سلايق اش است. صحت اين مجموعه را به همراه محمدرضا آريان نوشته که تجربه مشترک جايزه بزرگ را به صورت دو نفري داشته اند.



ترش و شيرين براي شما به عنوان نويسنده فيلمنامه از کجا شروع شد؟

طرح اوليه از ايرج محمدي تهيه کننده کار بود که از من و محمدرضا آريان براي نوشتن دعوت شد. دو نفرمان قبلاً نيز براي رضا عطاران نوشته بوديم. من در قطار ابدي و کوچه اقاقيا و آريان نيز از نويسندگان کوچه اقاقيا بود. من با ايرج محمدي و مهران مهام نيز تجربه کاري داشتم.

همان طور که اشاره کردي قبلاً تجربه نوشتن براي رضا عطاران داشته يي و جنس کارهاي او را نيز حتماً مي شناسي. به شخصه نظرم اين است که شما در مقام نويسنده تلاش زيادي کرده ايد تا چيزي بنويسيد که جنس کار رضا عطاران باشد و نتيجه نيز همين طور از آب درآمده. اين را در وهله نخست بايد به عنوان يک امتياز در کار شما محسوب کرد. پرسش من اين است که چه فرآيندي اتفاق افتاده تا نتيجه کار به اين شکل درآيد؟

کارگردان کار کسي است که رنگ و بوي مورد علاقه خود را به کار مي دهد و اصلاً درستش همين است و بايد اين اتفاق بيفتد. عطاران جنسي که دوست دارد، نوع بازي هايي که دوست دارد و شوخي هايي که دوست دارد را به کار اضافه مي کند و خيلي هم خوب است. من و آريان نيز وقتي داريم مي نويسيم حواسمان است که داريم براي کي مي نويسيم. وقتي مي دانيم داريم براي چه کسي مي نويسيم و قرار است چه بازيگرهايي در آن بازي کنند به ما خيلي کمک مي کند. حتي برخي اوقات نوشته به جنس بازي هاي بازيگران نزديک مي شود. همان طور که گفتم من و آريان نيز قبلاً براي عطاران نوشته ايم و جنس کار او را مي دانيم چگونه است. در طول کار جلسات بسياربسيار زيادي با ايرج محمدي و مهران مهام به عنوان تهيه کنندگان کار داشتيم. عطاران با اين دو چند تجربه داشته است. در اين جلسات عطاران و سيدمجيد موسويان به عنوان ناظر کيفي کار حضور داشتند و نهايتاً بايد حاصل کار چيزي باشد که مورد علاقه عطاران باشد و خوشحال هستم که اين طور است.

اين نزديکي نوشته را به جنس کار عطاران از امتيازات نوشته شما مي دانم.

اگر نبود آن وقت مي گفتند چرا اين کار عطاراني نيست. همان طور که مديري بايد کارش مديري يي باشد.

يعني شما در مقام نويسنده تمام تلاش تان اين است که به سبک و کار کارگردان بنويسيد؟

من فکر مي کنم ما به عنوان نويسنده سلايق مان در کار وجود داشته. اين تعاملي است بين نويسنده و کارگردان و نويسنده بايد حواسش باشد که براي چه کسي دارد مي نويسد. البته اگر من يا آريان خودمان را هم بکشيم باز همان طور مي نويسيم که خاص خودمان است و معلوم است که من چطور مي نويسم و آريان چطور مي نويسد. هر آدمي بخشي از خودش را در کار مي آورد و اين اجتناب ناپذير است. حواسمان است عطاران چه جنسي را دوست دارد. خودش هم کمک مي کند. تهيه کننده و ناظر کيفي نيز به اين امر کمک مي کنند. در نهايت نيز کارگرداني که عطاران مي کند حاصلش همين مي شود که مي بينيد.

نکته مهم در ترش و شيرين اين است که سليقه سروش صحت و محمدرضا آريان با جنس کار رضا عطاران خيلي جور درآمده و نويسنده به عنوان ساز ناکوکي در کار حس نمي شود.

براي اين که عطاران آدم باهوش و خلاقي است و به کارش اشراف دارد و کاري را که مي خواهد بکند مي شناسد و نهايتاً نوشته را به آن نزديک مي کند و اگر اين نباشد يک جاي کار اشکال دارد.

در برخي از انتقادهاي مطرح شده بر ترش و شيرين اشاره به اين نکته شده که عطاران در اين کار خودش را تکرار کرده.

يک سري چيزهايي است که هميشه مي شود گفت و ابطال پذير نيست. مي شود اين حرف را درباره همه آدم هاي دنيا زد که دارند خودشان را تکرار مي کنند و قابل رد کردن هم نيست، چون آدم خودش است ديگر و طبيعتاً آدميزاد خيلي از کارهاي خودش را تکرار مي کند و خيلي کارها را هم مي تواند بگويد نه تکرار نکرده. اين از آن چيزهايي است که نمي شود پاسخ داد و من نيز نمي توانم بگويم اين طور است يا نه. به نظر عده يي هميشه پاسخ بله است و به نظر عده يي ديگر جوابش نه است. در کليت امر نمي دانم جوابش چيست.

بازيگران ترش و شيرين اغلب چهره هاي تلويزيوني هستند که در نقش هايي کليشه شده اند. حميد لولايي، مجيد صالحي، محمدرضا شفيعي جم و آناهيتا نعمتي را مشخصاً نام مي برم، اما در ترش و شيرين اين بازيگران از کليشه هاي قبلي خود خارج شده اند و در نقش هاي متفاوتي ظاهر شده اند. اما مريم اميرجلالي در همان نقشي ظاهر شده که قبلاً نيز در کار عطاران آن را بازي کرده. البته من فکر مي کنم اگر بازيگر ديگري نيز براي اين نقش انتخاب مي شد در کار عطاران همين نقش را بازي مي کرد. بنابراين عطاران به سراغ کسي رفته که همين نقش را در کار قبلي اش به خوبي انجام داده است.

محمدرضا آريان چند کار عطاران را ديده بود و من نديده بودم به علت اين که سر کاري بوده ام و نشده که ببينم. قسمت هايي را مي نوشتم مي آوردم، آريان مي گفت اين قسمت ها مثل کارهاي قبلي عطاران شده، تهيه کننده و ناظر کيفي نيز اشاره مي کردند. سعي مان اين بود که اين اتفاق نيفتد. حالا اگر در جاهايي اتفاق افتاده ديگر کاري نمي شود کرد. ما نمي خواستيم کاري تکراري کنيم. همان طور که گفتي مثلاً لولايي، نقش اش با نقش هايي که بازي کرده بود فرق داشت. رضا شفيعي جم و بازيگرهاي ديگر هم همين طور. ولي هر آدمي به هر حال يک آدم است و در هر کاري بخشي از وجودش را مي آورد و اين به همان اندازه که مي تواند بد باشد مي تواند خوب باشد و برعکس. اين في نفسه خوب يا بد نيست.

تمي که در ترش و شيرين رويش دست گذاشته شده، يعني تقابل فقير و غني، بارها در سريال ها و فيلم هاي مختلفي تکرار شده و مشابه اين نقش ها را ديده ايم. اما در ترش و شيرين با همه اين احوالات با کار دلنشيني روبه رو هستيم که مي نشينيم پاي تلويزيون و آن را تماشا مي کنيم. يعني اين که با وجود کليشه هاي فراوان، کاري جذاب و خوب عمل آمده.

من خودم با کليشه ها خيلي مشکل ندارم. اگر يک کليشه در يک کار خوب درآمده باشد آن را خيلي دوست دارم. به نظرم کليشه چيز زياد بدي هم نيست و اگر پرداخت خوبي داشته باشد، عيبي ندارد. اگر پرداخت خوب صورت بگيرد و جزئيات خوب دربيايد ما مي توانيم يک داستان کليشه يي را بارها و بارها تعريف کنيم، بشنويم و اشکالي هم ندارد. اين اصل هم هست که مي گويند قصه ها زياد نيستند و ظرايفشان با هم فرق مي کند. من خيلي از کليشه واهمه ندارم. قرار است سريالي براي نوروز ساخته شود. مخاطب مشخص است. شبکه و ساعت پخش مشخص است. مخاطب سراسري است. شايد بشود کاري ساختارشکنانه آنچناني انجام داد، اما من ترجيح مي دهم يک کار با داستان قرص و محکم جلو برود و اگر خوب دربيايد که ايرادي ندارد و خوب هم هست. اگر بد هم دربيايد که هر کار بدي، بد است. آن بخشي که مربوط به بازيگران است که بازيگران کليشه شده در نقش هاي قبلي شان انتخاب شده اند، برمي گردد به جسارتي که عطاران دارد. اين که اين آدم ها مي توانند و قادرند در موقعيت ديگري قرار بگيرند برخي اين جرات و جسارت را ندارند. خوشبختانه عطاران جواب هم گرفته است.

نوشتن با محمدرضا آريان چطور بود؟

کار اشتراکي سختي هاي خاص خودش را دارد که خيلي اذيت مي کند، شيريني هاي خودش را هم دارد. اين دفعه دوم بود که با آريان براي مجموعه يي فيلمنامه مي نوشتم. دفعه اول جايزه بزرگ بود به کارگرداني مديري. من با آريان خيلي با هم دوست هستيم و خيلي هم با هم اختلاف نظر داريم. اين اختلاف نظر و سليقه مان برخي جاها خيلي اذيت مان مي کند چون کار پيش نمي رود، برخي جاها هم خيلي به ما کمک مي کند. اين قدر بايد تو سر و کله هم بزنيم تا به نتيجه برسيم. تازه آن وقت چهارتا مخالف ديگر هم هستند که اسمشان هست ايرج محمدي، مهران مهام، مجيد موسويان و رضا عطاران. ببينيد چه هفت خوان مخالف در مخالفي بايد برود. اين چيزي بود که در طول کار خيلي سخت بود و اذيت مي کرد، ولي در عين حال مي دانستيم که کمک مان مي کند و نتيجه خوبي درمي آيد.

توي هر دو کار هم جايزه بزرگ و هم ترش و شيرين به اين صورت بوده که من سينابس کامل را درمي آورده ام، سکانس به سکانس با شرح ماجراها و جزئيات و آريان ديالوگ ها را مي نوشته. اگر من براي ديالوگي پيشنهادي داشته ام آن را مي گفته ام و او هم اگر براي قصه پيشنهادي داشته، مطرح مي کرده. ما هر کدام مسوول يک بخش بوديم و در عين حال مشاور ديگري نيز بوديم.

کدامش راحت تر است؟

فکر کنم جفتش سخت است. اصلاً نوشتن به نظرم کار سختي است. رضا عطاران نيز هميشه فکرهاي خوبي براي اجرا دارد که آنها را نيز به کار اضافه مي کنيم. او هميشه براي هر سکانس ايده ها و شوخي هايي دارد.

در عين نوشتن اينها اضافه مي شد يا در سرکار؟

توي کار اضافه مي شود. چيزهايي که فکر مي کنم هر کارگرداني براي خودش دارد و کمک زيادي مي کند که خدا را شکر رضا عطاران دارد. البته اين با بداهه فرق مي کند. مي دانيد که عطاران خودش يکي از نويسندگان خوب است. بخش عمده داستان شهر يک را او نوشته بود. ايده هاي خوبي موقع اجرا دارد که خيلي کمک مي کند.

آخرين قسمت را چه زماني تحويل داديد؟

آخرين قسمت بيست و هشتم تحويل داده شد که کار از يکم پخش مي شد.

اين انتقاد نيز در بازتاب ها و نظرات مطرح شده که ترش و شيرين کار مفرحي است که در سطح باقي مي ماند.

زياد متوجه نمي شوم که کار در سطح است يا در عمق يعني چي؟ يعني اين که کاري مسير زندگي و اجتماع را تغيير دهد؟

منظور تاثير است.

مگر مي شود کاري تاثير نگذارد؟ اما بعيد مي دانم کاري بتواند مسير زندگي کسي را تغيير بدهد.

ترش و شيرين مانند کارهاي قبلي رضا عطاران سهل و ممتنع است و اين خيلي ها را به اشتباه مي اندازد و فکر مي کنند کار بايد جور ديگري باشد.

من فکر مي کنم هر کارگرداني دوست دارد کارش را هم عوام بفهمند و هم نخبه ها آن را تماشا کنند. اين سعي است که همه دارند، گاهي اوقات موفق مي شوند گاهي اوقات نه. اين هم از آن چيزهايي است که دقيق نمي شود به آن پاسخ داد و گفت که اين اتفاق افتاده يا نيفتاده. البته زياد جوابي به مخالف نمي شود داد و فقط مي شود به آن گوش داد و آن را به خاطر سپرد يا فراموش کرد. هر کاري مخالف ها و موافق هايي دارد که بايد ديد اکثريت با کدام است.

کارهاي نوروزي ديگر امسال را ديديد؟

راستش را بگويم يا دروغش را؟

راستش را بگو چون اگر دروغ بگويي بعدش بايد دروغ ديگري سرهم کني.

با کمال سرافکندگي بايد بگويم نديدم.

اين طور خودت را راحت کردي، چون بعدش مي خواستم نظرت را درباره آنها بپرسم. خيلي ها معتقدند سريال هاي نوروزي به سال هاي قبل از ساعت خوش برگشته و سوژه ها نيز مشترک و تکراري هستند.

ببينيد اين پرسشي است که يادم است بعد از ماه رمضان امسال مشابه همين را از من پرسيدند. سال قبلش نيز در کاري در ماه رمضان بازي کرده بودم و همين را پرسيدند و دو سال قبلش نيز در کاري ديگر بازي کرده بودم که باز همين را پرسيدند. اين از آن چيزهايي است که هميشه مي شود گفت. مثلاً کارها قدمي رو به جلو برنداشته اند، کارها برگشته اند رو به عقب. کارها مشابه هم شده اند، همه دارند از عشق حرف مي زنند، همه يک جوان محور اصلي است. اين حرف هايي است که ملاک خوب و بد بودن کار نيست. اصل اين است که به دلمان نشسته باشد و بعد برويم سر جزئيات که گامي رو به جلو باشد، يا در ساختار بديع باشد يا ديالوگ هاي بهتري داشته باشد. اصل اين است که کار به دل نشسته باشد مگر غير از اين است؟

اما ديگر عادت کرده ايم که سريال هاي مناسبتي شبيه هم از آب دربيايد و گاهي اين شباهت ها خيلي نزديک است.

خوب برخي اوقات اين به دليل اين است که نويسندگان خودآگاه و ناخودآگاه همه در يک جامعه و در يک زمان دارند زندگي مي کنند و در زندگي با اتفاقات مشابهي سر و کار دارند. جو عمومي جامعه روي نويسندگان به هر حال تاثيرات مشابهي مي گذارد.

فکر نمي کني در سازمان بايد جايي باشد که از اين تکرارها و تشابهات نزديک به هم جلوگيري کند؟

فکر مي کنم اين اتفاق مي افتد و قرار نيست کارها شبيه هم باشند، ولي چون موضوعات اصولاً خيلي نامحدود نيست مثلاً در تمام کارها بايد عشق باشد و اين دليل شباهت نيست.

يک يادداشت بهاري براي ويژه نامه همشهري جوان داشتي که در آنجا کتاب هاي محبوبت را سلاخ خانه شماره پنج ونه گات، مرشد و مارگريتا بولگالف، لبه تيغ موام، بيگانه کامو، جنايت و مکافات داستايفسکي، ناتور دشت سلينجر و زندگي در پيش رو رومن گاري معرف کرده يي. از طرف ديگر نويسنده سريال هايي چون جايزه بزرگ و ترش و شيرين هستي. اين را بايد به حساب ذائقه خودت و تنوع آن گذاشت يا اين که شما نيز حرف برخي از نويسندگان تلويزيون را تکرار مي کني که چاره يي ديگر نيست، براي تلويزيون بايد اين طور نوشت؟

نمي خواهم بگويم متناقض است. نمي خواهم ارزشگذاري کنم که اين سخيف است و آن يکي ارزشمند. در ذائقه ما املت دوست داريم، اشکنه دوست داريم، استيک و فلامينکو هم دوست داريم. با همه اش هم مي توانيم کيف شديد بکنيم و بگوييم به به چه غذاي لذت بخشي و دليل نمي شود به کسي که املت مي خورده حالا وقتي دارد استيک مي خورد بگوييم اين چي است مي خوري، آن چه بود مي خوردي؟ من در موسيقي هم همين طور هستم. ذائقه متفاوت و متنوعي دارم. اصلاً هم ارزشگذاري نمي کنم. مي گويم يک سليقه است. برخي ها سليقه شان را بسته اند، خوش به حالشان، برخي هم نبسته اند، خوش به حالشان.

يعني شما از روي ناچاري سمت نوشتن کارهاي مخاطب پسند تلويزيوني نمي روي؟

نه. من ترش و شيرين را با تمام عشق دوست دارم و برخي جاها ناراحت مي شوم که چرا زياد خنده دار از کار درنيامده است؟

در بين شخصيت هاي ترش و شيرين کدام را بيشتر دوست داري؟

نقش ناصر را.

شده فکر کني اگر فرصت بيشتري داشتي کاراکتر يا ماجرايي را عوض مي کردي؟

نه. اصولاً من آدم سختگيري نيستم. دارم مثل يک مخاطب کار را تماشا مي کنم. اصولاً هم از آنهايي نيستم که اگر جايي متن تغيير کرد بالا و پايين بپرم که متن ام تغيير کرده. اگر اصل کار خراب نشود مهم نيست. البته يک جاهايي هم وسواس عجيبي دارم.

يادداشتي بر مجموعه ترش و شيرين
وقتي همه چيز جور است

حسن محمودي

ترش و شيرين به نويسندگي محمدرضا آريان و سروش صحت و کارگرداني رضا عطاران در آخرين روز هفته دوم سال جديد به پايان رسيد و خاطره خوشي را در اذهان مخاطبان تلويزيوني اش به جا گذاشت. حميد لولايي، مريم اميرجلالي، محمدرضا شفيعي جم، مجيد صالحي، رضا عطاران و آناهيتا نعمتي نقش هاي خود را در بستر داستاني جذاب و دوست داشتني بازي کردند و به مدت پانزده شب روايتي از روزگار امروز جامعه ما را با آدم هايش به تصوير کشيدند.

ترش و شيرين را اگر نقطه پاياني سريال هاي قابل قبول سال گذشته در نظر بگيريم، با توجه به تعداد اندک سريال هاي خوب در طول يک سال، بايد به حساب ترشي سالي که گذشت در کارنامه سريال سازي سازمان صدا و سيما بگذاريم. اين را از آن جهت مي گويم که شبکه هاي مختلف در طول يک سال گذشته موفق به ارائه مجموعه طنز موفق نشدند و ترش و شيرين در پايان سال گذشته و آغاز سال جديد بار ديگر يادآور اين نکته شد که اگر کار به کاردان سپرده شود، از عهده اين کار سهل و ممتنع برخي ها برخواهند آمد.

رضا عطاران با کار جديدش، تنها کارگرداني بود که مجموعه طنز موفقي را هم از نظر منتقدان و هم از نظر مخاطبان توليد کرد. اما اگر ترش و شيرين را محصولي متعلق به سال جديد بدانيم بايد بگوييم که شيريني آن را بايد به فال نيک گرفت و منتظر سريال هاي طنز موفق ديگري به مانند کار رضا عطاران و تيمش بود.

ترش و شيرين نه در قياس با مجموعه هاي نوروزي سيما، بلکه در قد و قواره خودش، کاري دلچسب و دلنشين بود که اغلب مخاطبان را از خاص گرفته تا عام خنداند و به آنها لذت بخشيد. اگر به دل نشستن و دلچسب بودن را مولفه مهمي براي يک اثر تلويزيوني در نظر بگيريم، بايد بگوييم ترش و شيرين کار موفقي از آب درآمده.

در اينجا حرفي از قياس با سريال هاي نوروزي ديگر و يا حتي کارهاي ديگر رضا عطاران نيست، بلکه حرف فقط و فقط بر سر «ترش و شيرين»ي است که در ايام نوروز بخشي از اوقات فراغت مان را پر کرده و مجالي برايمان فراهم کرده تا در کنار خانواده، بار ديگر دسته جمعي بخنديم و لذت ببريم.

اين چيزي است که اين روزها به شدت برايمان غنيمت است و حاضر نيستيم آن را با اما و اگرهاي ديگر عوض کنيم. منظور از اما و اگرها، انتقادهايي است که بر کار مي توان وارد کرد و به حتم خود رضا عطاران و تيمش نيز بر آن واقف هستند.

رضا عطاران و تيم همراهش در اين کار، به هنرمندي و طنازي، ترشي هاي اجتماع امروز ما را با چاشني طنز در قالب برنامه تلويزيوني ترسيم کرد و لحظات شيريني را برايمان رقم زد.

تيم سازنده ترش و شيرين، اعم از کارگردان، تهيه کننده، ناظر کيفي، بازيگران، نويسندگان، گروه آهنگسازي، گروه تصويربرداري، گروه طراح دکور و لباس و گريم و... کارشان را به خوبي انجام داده اند و در اين ميان اگر بخواهيم حاصل اين زحمات را تنها به پاي يک نفر بگذاريم، ناديده گرفتن تلاش جمعي است که منجر به کاري خوب شده است. در يادداشت هاي ديگر در همين صفحه نيز به کرات اشاره کرديم که يک مجموعه تلويزيوني خوب، حاصل يک تيم سازنده موفق و هماهنگ است.

اين حرف درباره ترش و شيرين نيز به درستي صدق مي کند. ايرج محمدي و مهران مهام در مقام تهيه کنندگان کار تاکنون مجموعه هاي قابل قبولي را ارائه داده اند و از کارنامه کاري موفقي در برنامه سازي تلويزيوني برخوردارند.

طرح ترش و شيرين متعلق به ايرج محمدي است. سريال در شبکه سه سيما ساخته شده و اين شبکه در سال هاي گذشته، به ويژه در حوزه برنامه هاي طنز رتبه نخست مخاطب و ميزان رضايت را نسبت به شبکه هاي ديگر از آن خود کرده است. مدير شبکه و مديرگروه فيلم و سريال آن حمايت تمام عياري از برنامه سازان خود مي کنند و دقت نظر زيادي براي توليد يک اثر خوب دارند.

برنامه هاي موفق اين شبکه خود گوياي اين امر است و به نظر مي رسد به توضيح بيشتري نياز نيست. رضا عطارن در کارنامه کاري خود، مجموعه بدي ثبت نکرده. ترش و شيرين او نيز به مانند کارهاي ديگرش رنگ و بوي علايق و سلايق اش را در کار طنز و کمدي دارد. او کارگردان موفقي است که تيمش را به همراه تهيه کنندگان کار خوب چيده و از همه مهمتر خوب هدايت کرده.

عناوين اين صفحه
نمي خواستيم کاري تکراري بکنيم
وقتي همه چيز جور است
مدار صفر درجه از ارديبهشت
کيش و مات امسال از شبکه پنج
گلايه مظلومي
سري جديد مستند ايران
«بوي گندم» از شبکه سه

مدار صفر درجه از ارديبهشت
به کارگرداني «حسن فتحي» سريال تلويزيوني مدار صفر درجه ارديبهشت ماه پخش مي شود. سريال تلويزيوني مدار صفر درجه ارديبهشت ماه سال جاري از شبکه اول سيما پخش مي شود. تصويربرداري مجموعه تلويزيوني مدار صفر درجه که با حضور «مسعود رايگان»، «رويا تيموريان»، «آتنه فقيه نصيري»، «شهاب حسيني»، «ايرج راد»، «ناتالي متي» (بازيگر فرانسوي)، سه بازيگر لبناني (فواد البراهيم، هاسميک تاچچيان، پير دافر) و 13 بازيگر مجارستاني انجام شد، پيش از تعطيلات نوروز سال 86 به انتها رسيد که با احتساب مراحل تدوين و صداگذاري پاياني در بهار 86 پخش خواهد شد. مدار صفر درجه به کارگرداني حسن فتحي و تهيه کنندگي حسن بشکوفه توليد شده است.


کيش و مات امسال از شبکه پنج
کارگردان مجموعه کيش و مات گفت ؛ تصويربرداري 97 درصد از مجموعه کيش و مات براي پخش در بهار 86 به پايان رسيده است. جواد افشار در گفت وگو با ايلنا با بيان اينکه 13 قسمت از مجموعه کيش و مات به مسوولان شبکه تهران تحويل داده شده است افزود؛ اين مجموعه براي پخش نوروزي شبکه نيز آماده بود اما به لحاظ موضوعات و مباحث آن و پرداختي که به امر طنز در کيش و مات وجود دارد مديران گروه فيلم و مديران تصميم گرفتند در زمان مناسب ديگري آن را پخش کنند. وي افزود ؛ کيش و مات در 16 قسمت 40 دقيقه يي و به نويسندگي سيدسعيد رحماني تهيه و توليد شده است و اکبر عبدي، انوشيروان ارجمند، مهتاج نجومي، بهاره رهنما، برزو ارجمند، بهنوش بختياري، خشايار راد، مريم بوباني و فرهاد بشارتي در آن بازي کرده اند. کيش و مات به کارگرداني جواد افشار و تهيه کنندگي سيدامير سيدزاده در گروه فيلم و سريال شبکه تهران توليد مي شود.


گلايه مظلومي
کارگردان «روزگار خوش حبيب آقا» گفت؛ براساس توافقات انجام شده با مسوولان شبکه اول سيما، قرار بود اين سريال 15 فروردين ماه روي آنتن برود، ولي 27 يا 28 اسفندماه سال گذشته اطلاع دادند که اين مجموعه ايام نوروز پخش مي شود. مهدي مظلومي که به همراه سعيد آقاخاني کارگرداني «روزگار خوش حبيب آقا» را بر عهده دارد، در گفت وگو با ايسنا افزود؛ تصور مي کردم که اگر اين سريال در ايام نوروز پخش شود، مخاطب ارتباط خوبي با آن برقرار نمي کند، ولي استقبال مخاطبان بيشتر از پيش بيني من بود و آنان «روزگار خوش حبيب آقا» را خوب پيگيري مي کنند. وي ادامه داد؛ اگر اين اثر پس از تعطيلات نوروز روي آنتن مي رفت، قطعاً مخاطبان بيشتري را به خود جلب مي کرد.


سري جديد مستند ايران
حميد مجتهدي از توليد سري جديد «مستند ايران» خبر داد و افزود؛ هم اينک پيش توليد سري دوم مستند ايران آغاز شده است و از 15 فروردين ماه کار کليد مي خورد. حميد مجتهدي که در بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم فجر با مستند «دماوند» شرکت داشته، در گفت وگو با ايسنا، از شهر اردبيل به عنوان نخستين محلي که سري جديد «مستند ايران» در آن کليد مي خورد، ياد کرد. وي ادامه داد؛ در ساخت سري جديد «مستند ايران» علاوه بر اردبيل، تصويربرداري از استان هاي قم، لرستان، کرمان، يزد و فارس را در دستور کار قرار داده ايم که ابتدا تصاوير هوايي تمامي اين شهرها گرفته مي شود و سپس به سراغ ديگر تصاوير مي رويم. کارگردان «مستند ايران» در پاسخ به پرسش ايسنا درباره علت گرفتن تصاوير هوايي در بدو امر اظهار داشت؛ ابتدا تصاوير هوايي را مي گيريم تا به فصل تابستان برخورد نکنيم، چرا که هواي تابستان براي گرفتن تصاوير هوايي اصلاً مناسب نيست. مجتهدي با اعلام اين که سري جديد مستند ايران در قالب 15 قسمت در نوروز 87 به روي آنتن مي رود پيش بيني کرد که تصويربرداري آن 5 الي 6 ماه به طول بينجامد. وي در پايان خاطرنشان کرد؛ از ميان اين 15 قسمت، به هر کدام از استان هاي يزد و فارس سه قسمت اختصاص مي يابد و کرمان، اردبيل و قم نيز هر کدام در دو برنامه به تصوير کشيده خواهند شد.


«بوي گندم» از شبکه سه
مجموعه تلويزيوني «بوي گندم» به کارگرداني همايون اسعديان و تهيه کنندگي مصطفي عزيزي آماده پخش از شبکه سوم سيماست. تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «بوي گندم» از مهرماه سال 85 در تهران آغاز شد. اين مجموعه هم اکنون آماده پخش از شبکه سه است. داستان اين سريال درباره جواني به نام منصور پوروطن است که در آلمان در رشته مهندسي پليمر تحصيل کرده و مدتي در يک مرکز تحقيق و توليد پروتز هاي پزشکي مشغول به کار بوده و اکنون با طرح جامع تحقيق و توليد اين پروتزها به نيت توليد اين کالا با هزينه يي پايين تر از معادل خارجي وارد ايران شده است. منصور با کمک دوست قديمي خود وحيد که دانشجوي دکتراي رايانه و استاد دانشگاه است تيمي از جوانان آشنا با اين مقوله را جمع مي کند تا با پيدا کردن سرمايه گذار شروع به کار کنند، اما اين قضيه اصلاً به مذاق وارد کنندگان ثروتمند و صاحب قدرت پروتز خوش نمي آيد و... در مجموعه «بوي گندم» آتيلا پسياني، فرهاد اصلاني، آزاده صمدي، هومن سيدي، سيدمهرداد ضيايي، مهران رجبي، محبوبه بيات، بيتا سحرخيز، فهيمه امن زاده، زويا امامي و... بازي مي کنند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام